غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
432
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
را تعظيم و تكريم نموده بدريافتن دولت ملازمت وعده كرد و امير تيمور گوركان از اسفراين به ييلاق اوغالجاتو رفته جهة آسايش ستوران روزى چند توقف فرموده آنگاه حكام خراسان را اجازت داده كامياب و كامران روى توجه بماوراء النهر نهاد و آن زمستان بسعادت و اقبال در زنجير سراى قشلاق نمود و در آن اثنا زمانه را از طراوت چمن دولت صاحبقرانى و نضارت گلشن مملكت آن مهر سپهر كامرانى عرق غيرت در حركت آمد و گرد ملالى بر ساحت احوال پادشاه فرخنده فال نشاند صبيهء صلبيه آنحضرت كه مسماة بطغى شاه بود و آكه بيكى لقب داشت وفات يافت و آكه بيكى در خانه محمد بيك بن امير - موسى بسر ميبرد و بسبب حسن سيرت و زيبائى صورت عزيزترين اولاد صاحبقران عالى نژاد بود و از وى يك پسر ماند سلطان حسين نام القصه صاحبقران كردون غلام از مفارقت آن مخدرهء بلقيس آئين بغايت حزين گشت و چند روز باقامت مراسم تعزيت پرداخته جهة ترويح روح مهد عليا صدقات بمساكين و فقرا عنايت فرمود بيت نه چندان عطايا بدرويش داد * كه از چند و چونش توان كرد ياد . گفتار در لشگر كشيدن حضرت صاحبقرانى بمملكت خراسان كرت ثانى . در آن زمستان كه زنجيرسراى بخارا از فر نزول صاحبقران مظفرلوا غيرت فزاى سپهر خضرا بود قاصدى از نزد خواجه على مويد بسده سدره انتما رسيده بعرض نواب كامياب رسانيد كه على بيك جونى قربانى و امير ولى با يكديگر اتفاق نموده قصد سبزوار دارند بنابر آن حضرت صاحبقران در آخر همان زمستان كه اول شهور سنه 784 بود اعلام نصرتنشان برافراخته يورش خراسان را پيش نهاد همت ساخت و چون از جيحون عبور نمود آوازهء عزيمت مازندران درانداخته ناگاه بحوالى قلعهء كلات كه مستقر عز على بيك بود تاخت و مجموع چهارپايان الوس جونى قربانى را غارتيده لشگر فيروزى صفات اطراف و جوانب حصار كلات را با وجود وسعت چون نگين در انگشترين فرو گرفتند و چند روز جنگهاى سخت پيش برده چون نزديك به آن رسيده كه عروس فتح و ظفر جلوهگر گردد على بيك باظهار عجز و اضطرار زبان بگشاد و صاحبقران كامكار او را بعهد و پيمان ايمن گردانيد تا از قلعه بيرون آمده بعز بساط بوسى استسعاد يافت و عفو خسروانه شامل حال او گشته اجازت طلبيد كه باز بحصار رود و يراق خود نموده روزى ديگر به خدمت شتابد و در يورش مازندران ملازم باشد حضرت صاحبقرانى شرف رخصت ارزانى داشته على بيك بقلعه رفته از غايت شقاوت مواضعى را كه چريك منصور رخنه كرده بودند مرمت نموده باز شعار خلاف ظاهر ساخت و امير تيمور گوركان قلعة